


با آرزوي
12 ماه شادي،
52 هفته پيروزي،
365 روز سلامتي،
8760 ساعت عشق،
525600 دقيقه برکت،
3153000 ثانيه دوستي.
سال نو مبارک باد
.....................................................................
دنيا را برايتان شاد شاد
و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندم
هر روزتان نوروز
......................................................................
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام
******** سال نو مبارك ********
|
نگاه تازه: نوروز در ايران باستان
«نوروز باستانی را به شما و خانواده گرامی تان تبريک می گويم.»، اين جمله کليشه ای را شايد بارها و بارها بر روی کارت پستال ها ديده ايم و حتی خودمان نيز از آن استفاده کرده ايم. ولی احتمالا کمتر فرصتی پيش آمده تا ببينيم اين جشن «باستانی» دقيقا به چه دورانی باز می گردد.
ايرانيان چند هزار پيش چگونه آغاز بهار و سال نو را جشن می گرفتند؟ آيا آنها هم در آخرين شب سال، سبزی پلو با ماهی می خوردند و روزهای آغازين سال نو را با خوردن شيرينی و آجيل می گذراندند؟ در طول اين سال ها چه تغييراتی در سفره هفت سين پديد آمده است؟ ما در برنامه اين هفته نگاه تازه کوشيديم تا به اين پرسش ها پاسخ دهيم. تورج پارسی، ايران شناس مقيم سوئد مهمان نخست برنامه ماست که به ما کمک می کند، به هزاران سال قبل بازگرديم و از چگونگی برگزاری نوروز در آن دوران آگاه شويم. آقای پارسی پور می گويد در طول قرن ها تحولاتی در آداب نوروزی پديد آمده است، ولی اساس و بنيان جشن نوروز تغييری نکرده است. به گفته وی، به ويژه با آمدن اسلام آداب سال نو در ايران دچار تغييرات زيادی شد که از آن جمله می توان به جايگزين شدن قرآن به جای اوستا، کتاب مقدس زرتشتيان و حذف شراب از خوان نوروزی اشاره کرد. در برنامه اين هفته نگاه تازه همچنين با چهار جوان نيز صحبت کرده ايم تا اهميت و ميزان پايبندی آنها را به آداب نوروزی دريابيم. در اينجا متوجه يک پديده عجيب شديم: دو خانم جوانی که در برنامه ما شرکت کرده بودند از بی علاقگی خود به جشن سال نو سخن می گفتند و برعکس دو آقای جوان از مهم بودن و پايبندی خود به آن حرف می زدند، البته ما که شکی نداريم اين رويداد اتفاقی بوده و نمی توان آن را به کل جامعه ايران تعميم داد. مهمان ديگر برنامه ما، تورج شعبانخانی، آهنگساز و خواننده است که هم اکنون در تهران زندگی می کند. آقای شعبانخانی چندی پيش ترانه زيبايی را به نام «بهار، بهار» اجرا کرد و همين ترانه سبب شد تا ما هم در آستانه بهار او را به برنامه مان دعوت کنيم. البته شغل اصلی آقای شعبانخانی، آن گونه که خودش نيز تاکيد می کند، آهنگسازی است. او پيش از انقلاب با بسياری از خوانندگان صاحب نام به عنوان آهنگساز همکاری کرده است. ترانه های آدمک و پروانه من از فريدون فروغی، نازی ناز کن، کوير و باد و بيشه از ابی و همسفر از ستار از جمله ترانه هايی است که آهنگسازی شان بر عهده آقای شعبانخانی بوده است. تورج شعبانخانی از سال نو، بهار و کارهای گذشته و آينده اش هم با ما سخن می گويد
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست.........خام بدم پخته شدم سوختم با دو عالم عشق را بیگانگی است...... ..وندران هفتاد دو دیوانگی است ازمودم. عقل .دور .اندیش .را....................بعداز این دیوانه خواهم خویش را زین خرد جاهل همی باید شدن.................... .دست. در .دیوانگی .باید .زدن
|
|
|